تبليغاتX
كلبه من
براي خودت زندگي كن نه براي جلب رضايت و تصديق ديگران

 

خوشا آنان كه در راه عبادت زمين سرد بوسيدند و رفتند

 

خوشا آنان كه از پيمانه دوست شراب عشق نوشيدند و رفتند ...

 

(به ياد  "ياران عزيز ايران " ...

 

خوشا بر حال آنان و واي بر حال غافلان )
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:10  توسط شيوا  | 

 

چقدر زيباست محبت هاي ساده ولي صميمانه...

 

محبت صميمانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:59  توسط شيوا  | 

گر ما ز سر بريده مي ترسيديم

 

در مجلس عشاق نمي رقصيديم

 

(در جواب كامنت هاي تهديد آميز )

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:11  توسط شيوا  | 

كودك نجوا كرد : خدايا با من صحبت كن و يك چكاوك در چمنزار آواز خواند ولي كودك نشنيد.

پس كودك فرياد زد : خدايا با من صحبت كن!وآذرخش در آسمان غريد ولي كودك متوجه نشد.

كودك فرياد زد : خدايا يك معجزه به من نشان بده و يك زندگي متولد شد ولي كودك نفهميد.

كودك در نااميدي گريه كرد وگفت:خدايا مرا لمس كن و بگذار تو را بشناسم پس خدا نزد كودك آمد و او را لمس كرد ولي كودك بالهاي پروانه را شكست و در حالي كه خدا را نشناخته بود از آنجا دور شد .

                                                            (ماخذ : نشان لياقت عشق)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:46  توسط شيوا  | 

گاهي آنقدر در افكار دنيوي غرق ميشويم كه روحمان را فراموش ميكنيم .

گاهي آنقدر قلبمان را دلبسته هيچ و پوچ ميكنيم كه مالك قلبمان را فراموش ميكنيم .

گاهي از ديگران كينه به دل ميگيريم و فراموش ميكنيم بايد همگان را به خاطر خدا دوست بداريم .

گاهي براي تلافي اعمال ديگران بي رحم مي شويم و فراموش ميكنيم فرصت هاي با هم بودنمان چقدر محدود است .

گاهي فراموش ميكنيم عهدهائي كه با خدايمان مي بنديم .

گاهي اوقات نعمتها و موهبتهاي الهي را فراموش ميكنيم و فراموش مي كنيم سر شكرانه به درگاهش گذاريم .

گاهي آنقدر قلبهايمان را آلوده آرزوهاي دنيوي مي كنيم كه بزرگترين آرزويمان را كه همان "رضاي الهي" است فراموش مي كنيم .

گاهي وقتها فراموش ميكنيم هر تصميمي كه ميگيريم ، هر قدمي كه در روز بر ميداريم، بايد ما را يك قدم به خدايمان نزديك كند .

گاهي فراموش ميكنيم قلبمان را از ناپاكي ها و آلودگي ها حفظ كنيم.

گاهي اوقات "حاسب نفسك" را فراموش ميكنيم و به جاي آن ديگران را ارزيابي ميكنيم .

خداياتاييدي فرما فراموش نكنيم آنچه را كه بايد به ياد داشته باشيم...

خدايا قلب پاكي عنايت فرما ...در نهايت ضعفيم نيرويي بخش...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:36  توسط شيوا  | 

يا بهاء،اي واقف راز نهان مطلع بر آشكار و سرٌ جان

 

دردلم جزء عشق رويت گر بوَِد يكسره ازجان ودل آنرا بران

 

دل كه شد پاك و مصفٌي جاي اوست

 

نمي بيند چشم پاكان غير دوست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 12:28  توسط شيوا  | 

مشتاقانه بنگر كه به چه مقصود آمده اي

 

آنگاه با شوق عزم عمل كن .

 

هرقدر مقصود والاتر باشد

 

مصمم تر خواهي شد

 

كه با تعالي خود جهاني متعالي تر بسازي .

 

                                                      "فيليپس بروكس"

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 10:23  توسط شيوا  | 

عيد نوروز مبارك

 

 

نوروز

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 21:8  توسط شيوا  | 

 با يك دنيا عشق و اميد و آرزو و انگيزه به استقبال سال نو مي روم

 

خدايا ...

 

امسال مي خوام هموني باشم كه تو مي خواي

 

تو همون راهي قدم بردارم كه اراده توست

 

مي خوام ساعات بي ارزش زندگي رو با خدمت درراه تو ارزشمند كنم

 

مي خوام قلبم را از عشق به تك تك بندگانت سرشار كنم

 

مي خواهم عادات مفيد و زيبا را جايگزين عادات مضر و بي ثمر كنم

 

مي خواهم آنقدر در خود و عيوبم كنكاش كنم تا به خودسازي برسم

 

امسال مي خواهم تمام انرژي و نيرويم را براي آبادي وطنم بذارم

 

مي خواهم بياموزم تا همه رادوست داشته باشم و به همه محبت كنم

 

نمي خوام هيچ كس از من جزء محبت ببيند

 

مي خوام...

 

خيلي فكرها و آرزوها در سر دارم...

 

خدايا امسال با يك دنيا اميد و عشق پاي سفره هفت سين ميشينم

 

خدايا كمكم كن سال ديگه اين موقع وقتي اين آپ رو مرور مي كنم

 

شرمنده نباشم و هموني باشم كه تو مي خواي

 

كمكم كن موفق به رضاي تو بشم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:26  توسط شيوا  | 

" تورج اميني " نيز بازداشت شد !

 

به چه جرم ؟!

 

به جرم باز كردن درهائي كه به نور الهي مي رسد .

 

خفاشان هميشه از نور بيزارند ...بايد هم بترسند...

 

توي ظلمتكده اي كه همگان به دنبال روزنه از نور هستند

 

خفاشان نيز بايد با كساني كه كليد اين در را به دست دارند مبارزه كنند.

 

بهاييان را از حقوق شهروندي شان محروم ميكنند

 

بهاييان را بازداشت مي كنند ، به قتل مي رسانند

 

سايتهاي بهايي را فيلتر مي كنند و ...

 

اما غافلند از اينكه امر الهي با نيروي بشري از بين نمي رود

 

كلام الهي قلبهاي پاك را به سوي نور رهنمون ميكند

 

و خفاشان نور گريز را هراسان ميسازد

 

خوشا به حال متحريان حقيقت

 

صد افسوس بر خفاشاني كه از نور هراسانند و ديگران را نيز از آن محروم ميكنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 16:23  توسط شيوا  |